سلاح هسته‌ای؛ عامل بازدارندگی یا افزایش خطر حمله

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، یکی از قدیمی‌ترین مناقشه‌های امنیتی جمهوری اسلامی با صراحتی کم‌سابقه دوباره مطرح شده است: آیا دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌تواند مانع جنگ‌های آینده شود، یا برعکس ایران را بیش از پیش در معرض درگیری قرار خواهد داد؟ اختلاف نظر بر سر پاسخ این پرسش اکنون از محافل کارشناسی فراتر رفته و در میان چهره‌های سیاسی و جریان‌های مختلف قدرت نیز آشکارتر از گذشته دیده می‌شود.

غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و شهردار پیشین تهران، شامگاه ۲۲ مهر در برنامه زنده «به وقت ایران» شبکه خبر با این استدلال که سلاح هسته‌ای «اگر بازدارنده بود ما نمی‌توانستیم بارها به اسرائیل حمله کنیم»، درباره کارآمدی سلاح هسته‌ای برای جلوگیری از حملات نظامی ابراز تردید کرد. مجری برنامه مخالفت کرد و گفت اگر چنین سلاحی بازدارنده نبود، اسرائیل با خیال راحت به دیگر کشورها حمله نمی‌کرد.

پس از حملات آمریکا و اسرائیل در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، شماری از مدافعان ساخت سلاح هسته‌ای استدلال می‌کنند که موشک‌ها و متحدان منطقه‌ای ایران نتوانستند مانع حمله شوند، مخالفان ولی معتقدند که ساخت بمب می‌تواند احتمال حملات تازه را بیشتر کند.

اما دامنه این اختلاف تا کجا در ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی پیش رفته و آیا ساخت سلاح اتمی می‌تواند خطر جنگ را از سر یک کشور بردارد؟

از برجام تا غنی‌سازی ۶۰ درصدی

پیش از آغاز جنگ‌های اخیر علیه ایران، توسعه برنامه هسته‌ای از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی هم به‌عنوان یک دستاورد فنی وهم اهرمی برای مذاکره با غرب معرفی می‌شد. تهران با وجود افزایش سطح غنی‌سازی، اعلام می‌کرد برنامه‌ای برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد. با این حال، مقام‌هایی در آمریکا و اسرائیل، هدف نهایی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را دستیابی به سلاح اتمی می‌دانستند.

پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، ایران به‌تدریج محدودیت‌های توافق را کنار گذاشت و غنی‌سازی را تا سطح ۶۰ درصد افزایش داد. این سطح به غنای حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح نزدیک‌تر بود و به نگرانی کشورهای غربی درباره هدف برنامه هسته‌ای ایران دامن زد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ارزیابی خود از ذخایر ایران در آستانه حملات خرداد ۱۴۰۴، میزان اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد را بیش از ۴۴۰ کیلوگرم برآورد کرده بود. پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای و محدود شدن دسترسی بازرسان، اطلاعات دقیقی درباره وضعیت و محل نگهداری بخشی از این ذخایر در دسترس نیست.

برخی از مقام‌ها در ایران و حامیان سیاست پیشین معتقد بودند نزدیک شدن به آستانه ساخت سلاح، هم می‌تواند موقعیت ایران را در مذاکرات تقویت کند و هم دشمنانش را درباره پیامدهای حمله محتاط‌تر سازد. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، در دی ۱۴۰۲ گفته بود ایران بدون ساخت سلاح هسته‌ای به بازدارندگی دست یافته است. در حوزه دیپلماسی نیز عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد که تهران حاضر است در چارچوب مذاکرات و برای اعتمادسازی، محدودیت‌هایی در میزان و سطح غنی‌سازی بپذیرد.

اما حالا به نظر می‌رسد وقوع دو جنگ مستقیم، کارآمدی این رویکرد را زیر سوال برد. حملات به مراکز هسته‌ای و نظامی ایران نشان داد که سطح بالای غنی‌سازی نتوانسته مانع حمله شود؛ اختلاف کنونی میان سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی بر سر این است که از چنین تجربه‌ای چه نتیجه‌ای باید گرفت.

موافقان ساخت بمب اتم به چه استناد می‌کنند؟

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اول شهریور در اظهاراتی کم‌سابقه گفت که حملات آمریکا، کشورها را به این فکر می‌اندازد که برای حفظ امنیت خود به دنبال بمب اتم بروند. او پرسید، وقتی عضویت در پیمان‌های بین‌المللی مانع حمله نمی‌شود، چرا کشورها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند؟

رضایی حدود یک ماه بعد، به الجزیره گفت که جمهوری اسلامی هنوز به فتوای علی خامنه‌ای درباره ممنوعیت سلاح هسته‌ای پایبند است، هرچند که «معلوم نیست» در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. او همچنین گفت که ایران درباره خروج از ان‌پی‌تی تصمیمی نگرفته و این موضوع به رفتار آمریکا بستگی دارد.

پیش از جنگ زمستان ۱۴۰۴ نیز بیش از ۷۰ نماینده مجلس شورای اسلامی خواستار بررسی امکان ساخت و نگهداری سلاح هسته‌ای شده بودند. برخی از آنها میان ممنوعیت استفاده از بمب و داشتن آن برای بازدارندگی تفاوت قائل می‌شدند.

نظام‌الدین موسوی، نماینده پیشین مجلس و از چهره‌های اصولگرا، نیز اوایل مهر در گفت‌و‌گویی از بازنگری در دکترین هسته‌ای و خروج از ان‌پی‌تی حمایت کرد.

به باور این گروه، جنگ‌های اخیر محدودیت‌های سیاست ابهام هسته‌ای و سایر ابزارهای بازدارندگی ایران، از جمله توان موشکی و متحدان منطقه‌ای، را آشکار کرد. از همین رو معتقدند که یک زرادخانه هسته‌ای می‌تواند هزینه و ریسک حمله مجدد را برای طرف مقابل به شکل معنادارتری افزایش دهد.

خروج آمریکا از برجام و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در دو جنگ اخیر، هر دو در میانه مذاکرات تهران و واشنگتن، از جمله اتفاقاتی‌اند که طرفداران تغییر دکترین برای تقویت استدلال‌شان به آنها استناد می‌کنند.

در عین حال، همه طرفداران خروج از ان‌پی‌تی، لزوما خواستار ساخت فوری سلاح هسته‌ای نیستند؛ از نگاه آنها خروج از معاهده و آغاز برنامه تسلیحاتی دو تصمیم متفاوت‌اند.

بمب اتم تا چه اندازه می‌تواند مانع جنگ شود؟

این پرسش به یکی از اختلاف‌های قدیمی درباره بازدارندگی هسته‌ای مربوط می‌شود. سلاح هسته‌ای ممکن است خطر یک جنگ ویرانگر را برای طرف مقابل بالا ببرد، اما تجربه کشورهای دارنده این سلاح نشان می‌دهد که درگیری‌های محدود و متعارف همچنان امکان‌پذیر است.

در مقابل، طرفداران بازدارندگی هسته‌ای می‌گویند که هدف اصلی چنین سلاحی جلوگیری از حمله‌ای است که بقای حکومت یا کشور را تهدید کند، نه متوقف کردن هر اقدام نظامی.

عبدالرسول دیوسالار، پژوهشگر ارشد موسسه پژوهش‌های خلع سلاح سازمان ملل متحد، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی در مخالفت با این تصور که دستیابی به سلاح هسته‌ای به‌خودی‌خود ضامن امنیت ایران است، می‌گوید: «کشور برای برخورداری از بازدارندگی معتبر به توانایی تولید و حفاظت از سلاح، سامانه قابل اتکا برای پرتاب آن و سازوکار فرماندهی نیاز دارد که در حال حاضر [ایران] فاقد بخش مهمی از این توانایی‌هاست.»

آقای دیوسالار همچنین به سه سناریو برای جنگ اتمی اشاره می‌کند: «حمله پیش‌دستانه نخستین وضعیت است که در آن شما می‌خواهید حمله اول را انجام دهید. دومین سناریو حمله تلافی جویانه است که در این حالت شما مورد حمله قرار گرفته‌اید و بازیگری که ضربه اول را خورده همچنان دوام آورده و حالا امکان ضربه بعدی را دارد.»

سناریوی سوم، که عبدالرسول دیوسالار در مورد کشورهایی مانند آمریکا و روسیه به آن اشاره می‌کند، «شلیک به محض دریافت هشدار» است؛ به این معنا که کشوری پس از دریافت هشدار درباره آغاز حمله هسته‌ای دشمن و پیش از اصابت موشک‌های مهاجم، سلاح هسته‌ای خود را شلیک می‌کند. در چنین وضعیتی، کشوری که حمله را آغاز کرده، ممکن است پیش از رسیدن موشک‌هایش به هدف، با حمله تلافی‌جویانه هسته‌ای روبه‌رو شود.

در مطالعات راهبردی، یکی از مفاهیم مهم بازدارندگی هسته‌ای «توانایی ضربه دوم» است؛ به این معنا که کشور دارنده سلاح هسته‌ای بتواند حتی پس از تحمل حمله اولیه دشمن، بخشی از توان خود را حفظ کند و پاسخ بدهد.

در دوران جنگ سرد نیز آمریکا و شوروی برای کاهش آسیب‌پذیری زرادخانه‌های خود سرمایه‌گذاری گسترده‌ای کردند. در چنین محاسبه‌ای، طرف مقابل باید احتمال دهد که حمله پیشگیرانه به تاسیسات هسته‌ای هم نمی‌تواند توانایی پاسخ هسته‌ای کشور هدف را به‌کلی از بین ببرد.

عبدالرسول دیوسالار همچنین استدلال می‌کند که یکی از نگرانی‌های اصلی فاصله میان تصمیم سیاسی برای ساخت بمب و آماده شدن یک نیروی هسته‌ای قابل استفاده است: «ایران باید در این فاصله از مراکز حساس و تجهیزات خود محافظت کند و در شرایط کنونی ایران امکانات نظامی متعارف و سامانه‌های دفاعی لازم برای ایجاد بازدارندگی هسته‌ای معتبر را ندارد و ضعف توانایی‌های دفاعی ایران در مقابل حمله احتمالی طرف مقابل مسئله‌ای اساسی است.»

پس از جنگ‌هایی که ضعف پدافند و نفوذ اطلاعاتی در ساختارهای نظامی ایران را آشکار کرده‌اند این احتمال وجود دارد که اسرائیل یا آمریکا پیش از تکمیل یک برنامه تسلیحاتی، برای متوقف کردن آن به حمله تازه متوسل شوند.

آقای دیوسالار در توضیح محدودیت‌های بازدارندگی به جنگ اوکراین اشاره می‌کند: «روسیه با وجود زرادخانه بزرگ هسته‌ای نتوانسته همه حملات اوکراین به خاک خود را متوقف کند. البته این مثال به معنای بی‌اثر بودن سلاح هسته‌ای در جلوگیری از درگیری‌های گسترده‌تر نیست، بلکه نشان می‌دهد داشتن چنین سلاحی امنیت مطلق ایجاد نمی‌کند.»

علاوه بر مورد روسیه و اوکراین، تجربه هند و پاکستان نیز در بحث‌های مربوط به بازدارندگی هسته‌ای مطرح می‌شود که موافقان و مخالفان دستیابی به سلاح هسته‌ای برداشت‌های متفاوتی از آن دارند.

این دو کشور در سال ۱۹۹۸ آزمایش‌های هسته‌ای خود را انجام دادند ولی یک سال بعد در منطقه کارگیل وارد درگیری نظامی شدند. ارتش هند برای عقب راندن نیروهای پاکستانی از نیروی هوایی استفاده کرد، با این حال دستور داده شد که هواپیماهای هندی از خط کنترل کشمیر عبور نکنند.

برخی تحلیل‌گران این تجربیات را نشانه محدودیت بازدارندگی هسته‌ای در جلوگیری از جنگ‌های متعارف می‌دانند؛ در مقابل، نگرانی از گسترش درگیری به سطح هسته‌ای نیز از عوامل موثر بر محدود ماندن دامنه جنگ ارزیابی شده است.

آقای دیوسالار می‌گوید: «بسیاری از کسانی که از ایده ساخت سلاح اتمی در ایران حمایت می‌کنند، می‌گویند ما قصد نداریم از آن استفاده کنیم و در نتیجه با این توجیه، کمبودهای فنی را نادیده می‌گیرند.»

«بازدارندگی اتمی در صورتی کارایی خواهد داشت که طرف مقابل از سمت شما یک تهدید جدی احساس کند و در صورتی که آنها هم بدانند که شما امکان استفاده از این سلاح اتمی را ندارید دیگر بازدارندگی برای شما ایجاد نشده است.»

در نظریه بازدارندگی، برداشت طرف مقابل از توانایی و اراده یک کشور برای عملی کردن تهدیدهایش اهمیت زیادی دارد. مایکل مازار، پژوهشگر موسسه رند، در مطالعه‌ای درباره مبانی بازدارندگی توضیح می‌دهد که موفقیت این سیاست تا حد زیادی به محاسبات و انگیزه‌های کشوری بستگی دارد که قرار است از حمله منصرف شود.

برخی نظریه‌های بازدارندگی حداقلی بر این فرض استوارند که خطر تشدید کنترل‌ناپذیر درگیری هسته‌ای می‌تواند حتی با وجود تعداد محدودی سلاح، در محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارد.

آقای دیوسالار می‌گوید تصور اینکه اگر ایران کلاهک اتمی داشته باشد، دیگر کسی جرئت حمله به آن را پیدا نخواهد کرد، اشتباه است. به باور او، با توجه به شرایط کنونی ایران و محدودیت‌های نظامی و دفاعی آن، دستیابی به سلاح هسته‌ای نه‌تنها لزوما مانع حمله نمی‌شود، بلکه ممکن است بهانه‌ای برای حمله نظامی سایر کشورها به ایران فراهم کند.

حکومت ایران بین دو راهی

در مواضع رسمی جمهوری اسلامی هنوز نشانه‌ای مبنی بر تصمیم به ساخت بمب اتم وجود ندارد. عباس عراقچی، وزیر خارجه، پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای گفته بود انتظار ندارد مخالفت رسمی کشور با سلاح هسته‌ای تغییر عمده‌ای کند. با این حال، این موضوع اکنون با صراحت بیشتری در محافل سیاسی، تحلیلی و دانشگاهی ایران مطرح می‌شود.

اختلاف درباره تغییر دکترین هسته‌ای در شرایطی ادامه دارد که احتمال حملات تازه ایالات متحده یا اسرائیل همچنان مطرح است و گزارش‌های متفاوتی به نقل از مقام‌های آمریکایی در این رابطه منتشر می‌شود.

دونالد ترامپ ۱۶ اکتبر به یک رسانه آمریکایی گفت که ممکن است واشنگتن تاسیسات زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» را نیز هدف قرار دهد. چنین تهدیدهایی از نگاه طرفداران تغییر دکترین، نشان‌دهنده ضرورت برخورداری ایران از توان بازدارندگی قوی‌تر است.

بحث اصلی اکنون بر سر این است که آیا سلاح هسته‌ای خطر جنگ را کاهش می‌دهد یا برعکس احتمال حمله را افزایش می‌دهد. موافقان ساخت آن را ابزار بازدارندگی مؤثرتر می‌دانند و مخالفان معتقدند حرکت به سوی تسلیحات هسته‌ای می‌تواند خود محرک درگیری باشد. امکان آزمودن این انگاره هم وجود ندارد که اگر جمهوری اسلامی پیش از این به سلاح اتمی دست یافته بود، باز هم آمریکا و اسرائیل دو جنگ اخیر را آغاز می‌کردند یا خیر.

اظهارات اخیر مقام‌ها و چهره‌های سیاسی ایران نشان می‌دهد که این اختلاف نظر همچنان در میان جریان‌های سیاسی جمهوری اسلامی ادامه دارد.