دشمنان و مخالفان برای مقابله با دولت اسلامی همپیمان میشوند؟

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, جیم میور
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
فرماندهان نظامی آمریکا اعلام کرده اند که برای ریشه کن کردن "خلافت" دولت اسلامی از عراق و سوریه به جنگی پیچیده و درازمدت و دخالت نظامی در هر دو کشور نیاز خواهد بود.
اما در هریک از این دو کشور مجموعه ای از مشکلات عظیم و جداگانه وجود دارند که برای تحقق بخشیدن به این برنامه باید ابتدا به آنها پرداخته شود. ترتیبات، روابط و ائتلاف های سیاسی زیادی باید تغییر کنند. این امر به زمان نیاز دارد؛ احتمالا به زمانی زیاد، و هر روز که می گذرد، مسأله بزرگتر می شود و پیکارجویان دولت اسلامی استقرار بیشتری پیدا می کنند.
فرماندهان نظامی آمریکا اذعان می کنند که آنها همین حالا هم از القاعده - که زمانی حکم بزرگترشان را داشت و حالا دیگر تأییدشان نمی کند - دشمنی به مراتب سرسخت تر هستند. دولت اسلامی بر بخش های بزرگی از قلمروی هردو کشور مسلط است، و شهرها و روستاهای تحت کنترلش میلیون ها نفر جمعیت دارند.
دولت اسلامی بسیار ثروتمند و مجهز است، و استقلال تسلیحاتی و مالی اش آن را خارج از حوزه نفوذ حامیان خارجی سابقش قرار می دهد. هزاران نفر از اهالی مناطقی مثل موصل به پیکارجویان این گروه ملحق شده اند. پول برای جوانان فاقد شغل این مناطق جذابیت زیادی دارد. نیروهای دولت اسلامی در میادین جنگ علاوه بر درنده خویی افراطی، نشان داده اند که در استفاده از تجهیزات نظامی پیشرفته مهارت دارند و از قابلیت های تاکتیکی و استراتژیک بالایی هم برخوردار هستند. آنها قادرند در مناطقی بسیار دور از هم بطور همزمان دست به عملیات بزنند.
نیاز به متحد
قدرت های غربی به دلایل تاریخی معقول مسلما از اعزام نیروهای زمینی به این مهلکه اکراه دارند.

منبع تصویر، BBC World Service
مسأله تنها این نیست که افکار عمومی این کشورها نسبت به منظره بازگردانده شدن تابوت های حاوی اجساد سربازان - آنهم با شماری فزاینده - حساسیت دارند. سران پنتاگون به روشنی آگاه بودند که دخالت زمینی آمریکا می تواند وضعیت سیاسی را بدتر کند و کاملا نتیجه عکس داشته باشد. بسنده کردن به حملات هوایی ممکن است در دستیابی به بعضی اهداف تاکتیکی موثر باشد، اما مسلما به حل و فصل منازعه و ریشه کن شدن دولت اسلامی منجر نخواهد شد. در نتیجه، حملات هوایی باید با پیشروی متحدان محلی در میادین نبرد هماهنگ باشد.
این اتفاق همین حالا در شمال عراق در حال روی دادن است. در آنجا پیشمرگه های کرد با کمک حملات هوایی آمریکا توانسته اند جلوی پیشرفت برق آسای تندروهای دولت اسلامی را بگیرند و آنها را قدری به عقب برانند. دولت اسلامی دو هفته پیش بطور غافلگیرانه به کردستان عراق حمله برد. اما قضیه کردها نسبتا ساده است. آنها دهه هاست که با غربی ها متحدند و شریک طبیعی آنها هستند. اما این نمونه به راحتی قابل تعمیم به بقیه عراق و سوریه نیست.
همبستران عجیب
در عراق یکی از ریشه های اصلی منازعه ای که بطور روزمره در بسیاری از بخش های کشور در جریان است،
جنگ داخلی فرقه ای میان حکومت تحت سیطره شیعیان در بغداد و سنی های عراقی است که با سیاست های تفرقه انگیز نوری مالکی، نخست وزیر هشت سال اخیر، از حکومت رانده شدند. آقای مالکی تا زمانی که جانشینش، حیدر عبادی، دولت جدیدی تشکیل دهد، به طور موقت در سمتش باقی خواهد ماند.

منبع تصویر، BBC World Service
پیکارجویان دولت اسلامی توانسته اند بر موج نارضایتی سنی های عراق از حکومت بغداد تکیه کنند. گروهی از شورشیان سنی هم هستند که مطالبات معقولی دارند، ولی با افراطی های دولت اسلامی مخلوط شده اند. در نتیجه، اگر آمریکا بخواهد با دولت اسلامی وارد جنگ شود، ممکن است سنی های عراق را بیش از این هم خشمگین کند، و اینطور بنظر بیاید که در جنگ داخلی جانب یک طرف دعوا را گرفته است. به همین خاطر هم هست که آمریکایی ها مایلند دولتی کاملا فراگیر در عراق بر سر کار بیاید و با ایجاد توازن لازم میان فرقه های مختلف، بستری برای شکل گیری عزمی ملی و یکپارچه علیه دولت اسلامی فراهم سازد.
البته این فقط در حرف آسان است. علاوه بر مقاومت شیعیان در برابر خواسته سنی ها مبنی بر سهمی بیشتر از قدرت، در میان خود سنی ها جریان های عقیدتی و فکری مختلفی وجود دارند که در مورد چگونگی تقسیم قدرت، تفویض اختیارات دولت مرکزی، اعطای خود مختاری، واگذاری اختیارات امنیتی و امثال اینها باورهای متفاوتی دارند.
هدف این است که فرش حمایت سنی ها از زیر پای دولت اسلامی کشیده شود، تا این گروه منزوی شده، و ائتلافی از نیروها شامل ملی گرایان برآمده از قبایل سنی و اعضای سابق ارتش عراق، پیشمرگه های کرد (البته اگر بتوانند بر اکراهشان به ورود به مناطق سنی نشین غلبه کنند) و شاید نیروهای منطقه ای از کشورهای همسایه - حتی شاید ایران - به آن حمله کنند. تصور چنین چیزی سخت است، اما بحران های تازه و حاد باعث شکل گرفتن همبستری های عجیب می شود.
اعاده حیثیت از بشار اسد؟
نیروهای حزب کارگران کردستان (پ ک ک) که همین حالا هم در شمال عراق حضور دارند، در مبارزه با دولت اسلامی در کنار نیروهای پیشمرگه وابسته به احزاب کرد عمده عراق، نظیر حزب دموکرات کردستان، حضور دارند. این دو حزب از نظر سیاسی با هم اختلافات زیادی دارند.
در شمال سوریه هم شاخه سوری حزب کارگران کردستان و شاخه نظامی آن با مقاومت چند ماهه شان در مقابل اسلامگراهای افراطی، آنهم با کمک های ناچیز خارجی و بدون هرگونه پوشش هوایی، افسانه شکست ناپذیری دولت اسلامی را درهم شکسته اند.

منبع تصویر، BBC World Service
در نتیجه می توان گفت که آمریکا در عراق همین حالا هم بطور تلویحی با پ ک ک متحد شده؛ آنهم در حالی که واشنگتن و متحدش در ناتو، یعنی ترکیه، این سازمان را تروریستی قلمداد می کنند. گام بعدی چیست؟ همگرایی منافع آمریکا و ایران، و حتی شبه نظامیان وابسته به آن نظیر حزب الله لبنان؟
تا به اینجا اتفاقات عجیبی افتاده است و با توجه به عظمت چالش ناشی از دولت اسلامی روند وقایع ممکن است از این هم عجیب تر شود. سوریه هم وضع مشابهی دارد. دولت این کشور خود را برای اعاده حیثیت از خود در عرصه بین المللی آماده می کند و ادعا می کند که در کارزار علیه گروهی افراطی باید به آن به چشم شریک نگاه شود. این در حالی است که بسیاری دولت سوریه را متهم می کنند که زمینه قدرت گرفتن گروه دولت اسلامی را فراهم کرده، تا بتواند به کل اپوزیسیون سوریه برچسب "تروریست بودن" بزند.
آیا تهدید احتمالی ناشی از دولت اسلامی آنقدر بزرگ هست که قدرت های غربی اختلافاتشان با بشار اسد را فراموش کرده، با او متحد شوند و به متحدانشان در میان اپوزیسیون فشار بیاورند که تنها علت وجودیشان را کنار گذاشته، و در کنار نیروهای دولتی به جنگ با دولت اسلامی بپردازند؟
در سوریه بسنده کردن به حملات هوایی دستاورد اندکی خواهد داشت، و انجام آن بدون همکاری، یا نابود کردن سیستم دفاع ضد هوایی حکومت سوریه دشوار خواهد بود. تصور چنین چیزی سخت است. اما تا همین اواخر تصور کابوسی که حالا به واقعیت تبدیل شده هم سخت بود. بسیاری از تغییر موضع های شدید و ناگهانی ناخوشایند هستند، اما اگر قرار باشد بطور جدی به چالش فعلی پرداخته شود، به چنین تغییراتی نیاز است.






























