شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بازگشت «فیلدمارشال» به اتاق جنگ؛ چرا مجتبی خامنهای، محسن رضایی را در مرکز تصمیمگیری قرار داد؟
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
جنگ ۴۰ روزه خسارات سنگینی در بالاترین سطوح حکومت جمهوری اسلامی بر جای گذاشت. علی خامنهای و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و چهرههای سیاسی کشته شدند. اکنون، در غیاب بسیاری از چهرههای ارشد نظامی، محسن رضایی از حاشیه به متن قدرت بازگشته است. او این روزها پیدرپی در تلویزیون ظاهر میشود، با مقامهای خارجی دیدار میکند، تقریبا هر روز برای آمریکا خط و نشان میکشد، درباره بمب اتمی سخن میگوید و از مردم میخواهد «هر خانه» را به «لانچری در جنگ اقتصادی» تبدیل کنند.
پس از پایان دوره فرماندهی محسن رضایی بر سپاه پاسداران، حضور مستقیم او در امور امنیتی و نظامی، با ورود نسل تازهتری از فرماندهان، بهتدریج کمرنگتر شد. بااینحال، او سالها دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده داشت. با کشته شدن شماری از فرماندهان ارشد در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، رضایی بار دیگر به کانون قدرت بازگشت و ابتدا به عنوان نماینده مجتبی خامنهای و سپس به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. این انتصابها، بهویژه نمایندگی رهبر جدید، نشانهای از اعتماد ویژه مجتبی خامنهای به او و احیای نقش رضایی در تصمیمگیریهای امنیتی و نظامی تلقی میشود.
محسن رضایی که در چهار دوره نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری، نتوانست برصندلی ریاست قوه مجریه تکیه بزند و حتی در یک مورد آرای او از آرای باطله نیز کمتر بود، اکنون در جایگاهی قرار گرفته است که میتواند بر تصمیمهای کلان کشور تاثیر بگذارد.
مجری صدا و سیما، اکنون این سرلشکر دو ستاره را «فیلد مارشال» ایران، ژنرالی با پنج ستاره، مینامد. او در جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی نشسته که به قول رئیس قوه قضاییه در «پیشانی صیانت از منافع ملی و مقابله با تهدیدات فرامرزی» است و سکاندار مهمترین نهادی شده است که میتواند بر تصمیمات قوای سه گانه اثرگذار باشد و منویات رهبر را در این شورا نمایندگی کند و تصمیمات این شورا را با خواستههای مجتبی خامنهای نزدیک و هماهنگ کند.
از مشاور نظامی تا دبیر «شعام»
از زمانی که محسن رضایی در مقام «مشاور نظامی» مجتبی خامنهای منصوب شد، با بازتعریف نقش او در ساختار حکومت، سخنانش در رسانهها جایگاه ویژهای پیدا کرد و مورد استناد محافل داخلی و خارجی قرار گرفت.
برای آگاهی از اهمیت جایگاه او در ساختار جدید قدرت، باید به فاصله انتخاب مجتبی خامنهای و انتصاب محسن رضایی توجه داشت.
۱۸ اسفندماه سال گذشته مجلس خبرگان رهبری اعلام کرد که مجتبی خامنهای رهبر بعدی جمهوری اسلامی ایران است.
۲۱ اسفندماه اولین پیام کتبی منسوب به مجتبی خامنهای خطاب به مردم منتشر شد و سه روز بعد، در ۲۵ اسفندماه، رسانههای ایران از قول مجتبی خامنهای نوشتند که احکامی که علی خامنهای به اشخاص داده همچنان معتبر است و « فعلا هیچ کدام به تجدید حکم» نیاز ندارد. در همین زمان روزنامه همشهری اعلام کرد که محسن رضایی به عنون «مشاور نظامی فرمانده کل قوا» منصوب شده است. به عبارتی اولین حکمی که از قول مجتبی خامنهای در رسانهها اعلام شد به نام محسن رضایی صادر شده است.
اگرچه متن این حکم بهطور رسمی منتشر نشده است، چنین استنباط شد که محسن رضایی از چهرههای نزدیک و مورد اعتماد رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران است. از همان زمان، توجه رسانهها، بهویژه صداوسیما، به «مشاور نظامی» مجتبی خامنهای بیشتر شد و او در کانون خبرها قرار گرفت.
محسن رضایی در فاصله میان انتصابش بهعنوان مشاور نظامی و معرفیاش بهعنوان نماینده مجتبی خامنهای در «شعام»، نشان داد که با مذاکرات اسلامآباد و تفاهمنامه میان ایران و آمریکا مخالف است و از این نظر، موضعی نزدیک به دیدگاههای مجتبی خامنهای دارد. همانطور که مجتبی خامنهای تعبیر «آتشبس» را برای توقف درگیری ایران و آمریکا به کار نمیبرد و آن را «دوره سکوت صحنه نبرد» میخواند، آقای رضایی نیز تاکید کرد: «من قبول ندارم این آتشبس است. این یک سکوت نظامی است.»
محسن رضایی در لباس مشاور نظامی فرمانده کل قوا چندینبار برای آمریکا خط و نشان کشید و گفت: «برادران ما به احتمال قوی، لانچرها را روی آبراهام لینکلن و همه ناوهای آمریکایی نشانهروی کردند و همه را غرق میکنیم.»
محسن رضایی در گفتوگو با شبکه سیانان گفت: «اگر جنگ ادامه پیدا کند و محاصره دریایی برداشته نشود، ما جنگ را به اقیانوس هند، تنگه بابالمندب، دریای سرخ و دریای مدیترانه گسترش خواهیم داد.»
او در شبکه ایکس به زبان انگلیسی خطاب به آمریکا وعده «گورستانی از ناوها و نیروها» را داد و نوشت: «آمریکا تنها دزد دریایی در جهان است که ناو هواپیمابر دارد. توانایی ما در مقابله با دزدان دریایی کمتر از توانایی ما در غرق کردن کشتیهای جنگی نیست».
آقای رضایی در ۳۰ خردادماه در مصاحبهای پرحاشیه با بخش خبری تلویزیون ایران در مخالفت با تفاهم آمریکا و ایران گفت که «وقتی رهبر میگوید "علیالاصول" نظر دیگری داشته است یعنی در ذهنش روشی داشت که از روش فعلی موفقتر بود.» او در ادامه در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه آن روش چه بود گفت: «من نمیتوانم ذهنخوانی کنم که آن روش چه بوده، اما صددرصد مطمئنم موفقتر میشد».
برخی از مخاطبان سخنان محسن رضایی در شبکههای اجتماعی، حرفها و استدلالهای او را «نامفهوم»، «گنگ»، «عجیب» و مبهم توصیف کردند.
مجتبی خامنهای ۲۸ خردادماه در پیامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و امریکا گفته بود «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم.» همین سخنان باعث شد که بسیاری از طرفداران حکومت این مذاکرات را زیر سوال ببرند.
نکته قابل توجه این است که محسن رضایی در گذشته نیز بارها تهدیدهای مشابهی مطرح کرده بود؛ از بستن تنگه هرمز تا «به اسارت گرفتن هزار سرباز آمریکایی» و کسب میلیاردها دلار از این راه. اما در آن زمان، سخنان او یا جدی گرفته نمیشد و بازتاب چندانی پیدا نمیکرد یا در شبکههای اجتماعی و از سوی مخالفان، با واکنشهای طنزآمیز روبهرو میشد.
از دبیری شورای امنیت ملی تا پیامهای تبریک
پیش از انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای علی امنیت ملی، اخبار و گمانهزنیهایی در اینباره در رسانهها منتشر شد.
مسعود پزشکیان در ۱۷ مردادماه در خلال یک نشست خبری درباره استعفای محمدباقر ذوالقدر از سمت دبیری شورای عالی امنیت گفت که «اختلافاتی مطرح شده و دولت در تلاش است تا آنها را حل و فصل کند».
در عصر همان روز یک اتفاق خبری مهم هم رخ داد و آقای ذوالقدر، در یک بیاینه تهدیدآمیز و مفصل، ۶ شرط شورای عالی امنیت ملی برای باز شدن تنگه هرمز را اعلام کرد و تاکید کرد که «شورای عالی امنیت ملی هرگز کوتاه نخواهد آمد؛ چه در جنگ و چه در مذاکره».
تصمیمات ۱۸ مردادماه نشان داد که رئیس جمهور نتوانسته اختلافات را «حل و فصل» کند: محسن رضایی ابتدا به عنوان نماینده مجتبی خامنهای در شورای عالی امنیت ملی معرفی شد و ساعتی بعد مسعود پزشکیان در حکمی او را به دبیری «شعام» منصوب کرد.
جزییاتی از دلایل استعفای آقای ذوالقدر منتشر نشده است اما گمانهزنیها نشان از این داشت که ظاهرا بخش مهمی از این تغییرات به افزایش هماهنگی شورای عالی امنیت ملی با دیدگاههای مجتبی خامنهای مربوط میشود. این گمانه وقتی میتواند تقویت شود که علیرغم تردیدهای مجتبی خامنهای، ۱۲ نفر از ۱۳ عضو این شورا به تفاهم با آمریکا رای مثبت داده بودند.
براساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، اولین وظیفه شورای عالی امنیت ملی «تعیین سیاستهای دفاعی - امنیتی کشور در محدوده سیاستهای کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری» است. در قانون اساسی دبیر این شورا حق رای ندارد ولی معمولا در رسمی نانوشته دبیر شورا از بین یکی از دو نماینده رهبر انتخاب میشود و در این سمت، از حق رای برخوردار است.
از این رو تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی میتواند پس لرزه تفاهمنامه اسلامآباد و موافقت اکثریت اعضای این شورا تعبیر شود. اگر چنین گمانهای نزدیک به واقعیت باشد، آن وقت میتوان بیانیه تهدیدآمیز آقای ذولقدر علیه آمریکا در روز ۱۷ مردادماه را تحلیل کرد و آن را آخرین تلاش او برای ماندن در این جایگاه تفسیر کرد. احتمالا منظور آقای پزشکیان برای «حل و فصل» اختلافات نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
به هر حال، پس از آنکه محسن رضایی در ۱۸ مرداد بهطور رسمی بهعنوان نماینده مجتبی خامنهای در شورای عالی امنیت ملی معرفی شد، تلویزیون دولتی ایران گزارش ویژهای درباره سوابق «آقا محسن» پخش کرد که او را «فرماندهی بزرگ» و چهرهای کاردان و کاربلد نشان میداد. کانال تلگرامی محسن رضایی نیز این گزارش را با عنوان «روایت چهار دهه مجاهدت» بازنشر کرد.
با اعلام خبر انتصاب آقای رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، رؤسای قوای سهگانه، فرماندهان نظامی و مقامهای سیاسی و امنیتی برای او پیام تبریک فرستادند. شمار و محتوای این پیامها، در مقایسه با پیامهای منتشرشده هنگام انتصاب دبیران پیشین شورا، از جمله علی شمخانی، علی لاریجانی و علیاکبر احمدیان، از توجه بیشتر مقامهای حکومتی به انتصاب رضایی حکایت داشت.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران در پیام تبریکاش نوشت: «عهده دار شدن مسئولیت خطیر دبیری این شورا نشان از اعتماد رهبری حکیم انقلاب اسلامی و ریاست محترم جمهور» دارد.
در نمونه دیگر محمد مخبر دستیار مجتبی خامنهای خطاب به محسن رضایی نوشت: «شناخت عمیق جنابعالی از مسائل راهبردی کشور، تحولات منطقه و عرصۀ بینالملل و همچنین تجربه ارزشمندتان در عالیترین سطوح تصمیمگیری نظام، پشتوانهای مهم برای ایفای این مسئولیت خطیر و حساس خواهد بود».
خط و نشانهای محسن رضایی برای آمریکا
محسن رضایی در مصاحبههایش بیشتر از زبان تهدید استفاده میکند؛ در صورت آغاز جنگی دیگر، وعده پاسخی «زلزلهوار» میدهد، شروط ایران برای مذاکره و بازگشایی تنگه هرمز را تکرار میکند و به گفته حامیان حکومت، «پالس عزت و قدرت» به آمریکا و اسرائیل مخابره میکند.
او اعلام کرده که «تفاهمنامه اسلامآباد عملا از بین رفته است، سیاست هم مذاکره و هم جنگ پایان یافته است و خونخواهی رهبر شهید حتما باید پیگیری شود».
در حالی که مسعود پزشکیان از مصالحه و حل و فصل مساله جنگ سخن گفته است، محسن رضایی در ۳۱ مردادماه در یک اظهارات جنجالی و تهدید آمیز درباره بمب اتم و خروج از پیمان «انپیتی»، اعلام کرد که «حماقت ترامپ، دنیا را به سمت دستیابی به بمب اتم سوق داده است.»
او گفته بود که اگر پایبندی به مقررات بینالمللی مانع حمله به یک کشور نمیشود، دنیا میگوید «چرا ما دنبال بمب اتم نرویم.»
آقای رضایی در گفتوگو با تلویزیون ایران تاکید کرد که ایران با وجود عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، پذیرش بازرسیها و همکاری گسترده با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، باز هم هدف حمله قرار گرفته است.
دبیر شورایعالی امنیت ملی گفت: «الان همه دنیا میگویند... پس نه انپیتی موثر است و نه عضویت در سازمان انرژی اتمی.»
آقای رضایی همچنین بارها از احتمال حمله پیشدستانه ایران سخن گفته و تهدید کرده است که درصورت ادامه محاصره دریایی ایران، «صد در صد به منافع آمریکا حمله میکنیم».
همسویی مواضع رضایی با دیدگاههای مجتبی خامنهای
امروز محسن رضایی دیگر فقط بهعنوان فرمانده پیشین سپاه، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نامزد ناکام انتخابات ریاستجمهوری شناخته نمیشود. او اکنون نماینده مجتبی خامنهای و دبیر شورای عالی امنیت ملی است؛ جایگاهی که به او امکان میدهد دیدگاههای رهبر جدید را مستقیما در مهمترین نهاد تصمیمگیری حوزه امنیت ملی بازتاب دهد.
در شرایطی که مجتبی خامنهای، برخلاف پدرش، حضور پررنگ و مستقیمی در عرصه عمومی و رسانهها ندارد، افرادی که بهعنوان نمایندگان و معتمدان او شناخته میشوند اهمیت بیشتری پیدا میکنند. از این منظر، محسن رضایی را میتوان یکی از این چهرهها تلقی کرد. افزایش حضور رسانهای او، بازتاب گسترده مواضعش در صداوسیما و نقشآفرینیاش در پرونده راهبردی جنگ، همگی از تغییر جایگاه او حکایت دارند.
البته هنوز مشخص نیست این صعود سیاسی تا چه اندازه پایدار خواهد بود و آیا او میتواند جایگاه خود را در میان دیگر کانونهای قدرت، از سپاه پاسداران و دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران گرفته تا روسای قوا، تثبیت کند یا نه.
از سوی دیگر، وضعیت پیچیده کشور فقط به جنگ و باز یا بسته بودن تنگه هرمز گره نخورده است. شکنندگی فضای سیاسی داخلی، بحرانهای اقتصادی مانند کمبود سوخت، تورم، بیکاری و گرانی، نارضایتیهای عمومی و احتمال بازگشت اعتراضات خیابانی، از دیگر مسائل پیش روی شورای عالی امنیت ملی هستند. نحوه مواجهه با هریک از این مسائل میتواند بهنوبه خود چالشی جدی برای محسن رضایی در مقام دبیر شورا باشد.